«آخرین انار دنیا» با آزادی مردی آغاز میشود که بیستویک سال از زندگی خود را در زندانی میان بیابان گذرانده است. مظفر صبحدم، پس از این جدایی طولانی از مردم و جهان، به قصری بزرگ در میان جنگلی پنهان منتقل میشود؛ اما درهای بسته و هشدار دربارهٔ بیماری بیرون، رهایی او را دوباره به پرسش میکشند. دوست قدیمیاش، یعقوب صنوبر، میخواهد او در این قصر بماند و آرام بگیرد. روایت از خلال خاطرات زندان، نامههای سالانه و نشانههای حضور یعقوب پیش میرود. نامههایی با جملههای تکراری تنها پیوند مظفر با بیرون بودهاند، ولی تغییر دستخط برای او از دگرگونی روحی دوستش خبر میداده است. یعقوب در نگاه راوی شخصیتی شگفت دارد؛ دروغهایش با حرکت پرندگان، باران یا افتادن درختان همراه میشوند و سفر با او قوانین معمول طبیعت را تغییر میدهد. بخش آغازین رمان بر تجربهٔ زمان، تنهایی و فرسایش حافظه تمرکز دارد. مظفر برای حفظ زبان خود میکوشد، به صدای شن گوش میدهد و کمکم بیابان را به تنها همراهش تبدیل میکند. قدمزدن کوتاه زیر نظر نگهبان، برای او فرصتی برای احساس زندهبودن و لمس آزادی است. بازگشت به جهان سبز و پرنور قصر، آرامش فوری نمیآورد. برگها، پنجرهها و سکوت اتاقها ترس تازهای در او برمیانگیزند. زبان شاعرانهٔ روایت، فاصلهٔ میان آزادی جسم و ماندگاری اسارت در ذهن را آشکار میکند و خواننده را با پرسشی ماندگار همراه میسازد: چگونه میتوان پس از سالها دوری، دوباره به جهان تعلق پیدا کرد؟
اضافي معلومات
- عنوان
- آخرین انار دنیا
- لیکوالان
- بختیار علی
- ژباړن
- مریوان حلبچهای
- خپرونکی
- انتشارات بشارت
- د کتاب بڼه
- د کتاب ډول
- Digital
- د پاڼو شمیر
- 72
- د خپرونې کال
- 2026
- د کتاب اندازه
- 3.1 MB
- د کتاب ژبه
- دری