توضیحات
رمان «همنوایی شبانه ارکستر چوبها» را میتوان مطالعهای روانشناختی دربارهی ذهن تبعیدی انسان معاصر دانست. راوی در انزوای زیرزمین، نماد ناخودآگاه (Unconscious Mind) است که در آن صداها، خاطرات و ترسهای سرکوبشدهاش زنده میشوند.
او دچار نوعی گسست روانی (Psychological Dissociation) است؛ یعنی مرز بین واقعیت بیرونی و ذهنیاش از بین میرود و ذهنش بهصورت «ارکستری از صداهای متناقض» درمیآید.
در سطح تحلیلی، رمان بازتاب درگیری میان نهاد (Id)، من (Ego) و فرامن (Superego) بهشیوهی فرویدی است؛ جایی که راوی نمیتواند بین امیال درونی و فشارهای اخلاقی یا اجتماعی تعادل برقرار کند. نتیجه، نوعی آشفتگی روانی و بیقراری درونی است که در کل اثر جریان دارد.










نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.